مراد على شمس
719
با علامه در الميزان ( فارسى )
گذشته از اينكه آيهء شريفه 86 سورهء كهف كه خداوند اختيار تام به او مىدهد ، خود شاهد بر مزيد كرامت و مقام دينى او مىباشد ، و مىفهماند كه او به وحى يا الهام و يا به وسيلهء پيغمبرى از پيغمبران تأييد مىشده ، و او را كمك مىكرده . 2 - او از كسانى بوده كه خداوند خير دنيا و آخرت را برايش جمع كرده بود . امّا خير دنيايش سلطنتى بود كه به او داده بود و توانست با آن به مغرب و مشرق آفتاب برود ، و هيچ چيز مانعش نشود بلكه تمامى اسباب مسخّر و زبون او باشند . و اما آخرت ، براى اينكه او بسط عدالت و اقامه حق در بشر نموده به صلح و عفو و رفق و كرامت نفس و گستردن خير و دفع شر در ميان بشر سلوك كرد ، كه همهء اينها از آيهء « إِنَّا مَكَّنَّا لَهُ فِي الْأَرْضِ وَ آتَيْناهُ مِنْ كُلِّ شَيْءٍ سَبَباً » « 1 » استفاده مىشود . علاوه بر آنچه كه از سياق داستان برمىآيد كه چگونه خداوند نيروى جسمانى و روحانى به او ارزانى داشته است . 3 - اينكه به جماعتى ستمكار برخورد و آنان را عذاب نمود . 4 - اينكه سدّى كه بنا كرده در غير مغرب و مشرق آفتاب بوده ، چون بعد از آنكه به مشرق آفتاب رسيده پيروى سببى كرده تا به ميان دو كوه رسيده است ، و از مشخصات سدّ او علاوه بر اينكه گفتيم در مشرق و مغرب عالم نبوده اين است كه ميان دو كوه ساخته شده ، و اين دو كوه را كه چون دو ديوار بودهاند به صورت يك ديوار ممتد درآورده است . و در سدّى كه ساخته پارههاى آهن و قطر به كار رفته ، و قطعا در تنگنايى بوده كه آن تنگنا رابط ميان دو قسمت
--> ( 1 ) . سورهء كهف ، آيهء 84 .